تبلیغات
مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله - نقد انیمیشن دکتر استرنج
مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله
     دیشب انیمیشنی در شبکه نمایش به نمایش در آمد به اسم« دکتر استرنج » که به نظرم رسید بررسی و توضیح اهداف و نماد گرایی های درون آن خالی از لطف نباشد.
     داستان این انیمیشن، در مورد دکتر جراحی بود به نام استرنج که در طی سانحه ی رانندگی، دستانش به شدت آسیب می بینند و به همین دلیل، توانایی جراحی را از دست می دهد. وی برای درمان دستان خود، راه های مختلفی را امتحان میکند و با اینکه تمام ثروت خود را در این راه خرج می کند، نتیجه ای نمی گیرد و در حالی که نا امید از همه جا قصد خود کشی و پرت کردن خود از روی پلی را دارد، شخصی نقشه ای به او میدهد و می گوید که برای معالجه ی دستان خود باید به تبت سفر کنی.
     دکتر که همه ی راه ها را امتحان کرده است، به تبت می رود و پس از گذشتن از راهی سخت، خود را به معبدی در دل کوه میرساند و در آنجا همان مردی را که نقشه را به او داد میبیند. مرد، دکتر را نزد پیرمردی که استاد خطابش میکنند ( و به نظر میرسد از راهبان بودایی تبت است) می برد و وی می گوید که برای درمان باید به دستورات او عمل کند.
     بعد از آن، تمرینات سختی که گویا ربطی به درمان وی ندارد آغاز می شود و نتیجه ی این تمرینات سخت، ایجاد قدرت روحی ( جادویی ) در دکتر است. وی میتواند قدرت جادویی سایرین را جذب، و بر علیه خود آنها استفاده کند
     بعد از این آموزش های سخت، دکتر متوجه می شود که مردانی که در این معبد، تحت آموزش «استاد» قرار می گیرند، برای راحتی و نجات انسان های بی گناه، در حال مبارزه با هیولا ها و نیرو های پلیدی هستند که سرچشمه ی آنها موجودی شیطانی به اسم مادورا است. استاد شاگردان را به منطقه ای میبرد و عنوان می کند اینجا محل تلاقی دنیا هاست. و مادورا زمانی این منطقه را تسخیر کرده بود. اما استاد او را در یکی از دنیا ها زندانی کرده است.

     دکتر با دیدن چهره ی مادورا به یاد تعداد زیادی از کودکان بیمار بستری در بیمارستان می افتد که به طور ناگهانی، تعداد زیادی تومور در مغزشان ایجاد شده بود و از کابوس های شبانه رنج میبردند. کابوس آنها چهره ی مادورا بود و دکتر با لمس یکی از آن کودکان آن، آن چهره را دیده بود. موضوع را به اطلاع استاد می رساند. استاد تصریح میکند که ذهن پاک کودکان در زمان خواب، می تواند به یک بعد دیگر راه پیدا کند و مادورا می خواهد از این راه وارد جهان ما شود. بعد از رفتن شاگردان، استاد گردنبند خود را که به یکی از شاگردان می دهد.
     بعد از آن گروه دست به کار می شود تا از ور.د مادورا به این دنیا جلوگیری کند. دکتر به بیمارستانی که کودکان در آن بستری هستند می رود، و با لمس سر کودکان به بعد دیگر میرود و روح آنها را نجات میدهد. در همین زمان یکی از شاگردان به اسم موردو که سودای استادی و قدرت دارد، وارد بعد دیگر میشود و با مادورا همکاری میکند. و در نهایت استاد را از پای در می آورد و بالاخره مادورا وارد این جهان می شود. شاگردی که استاد گردنبند را به او داده بود، گردنبند را به دکتر استرنج می دهد. در واقع استاد دکتر را به عنوان جانشین بعد از خود معرفی کرده است.
     دکتر با مادورا مبارزه می کند و در نهایت با جذب نیروی مادورا در گردنبند، او را از بین می برد.

     اما نکته ای که در این انیمیشن زیاد به چشم می خورد، نماد های شیطان پرستی متعددی است که نه توسط نیروهای شیطانی، که توسط شاگردان استاد مورد استفاده قرار میگیرد. مانند دست شاخدار، گردنبند هایی که شبیه تم چشم هستند و موارد متعدد دیگر.
     اما اگر بخواهیم در مورد درون مایه ی فیلم صحبت کنیم، در واقع به همان رسالت های سینمای هالیوودی خواهیم رسید. یعنی تبیلغ بودائیسم به عنوان نجاتبخش بشر، و در نهایت انتقال رهبری بودائیان به یک غربی و معرفی وی به عنوان بودای نجاتبخش جهان ( دکتر استرنج ). القای وجود جهان های موازی و جنگ جهان های موازی و ابعاد مختلف. و این ها همان پیام هایی است که در بسیاری از فیلم های هالیوود ی نظیر: راهب ضد گلوله، کتیبه ی جادویی، بودای کوچک و حتی ایکیوسان میتوان مشاهده کرد. جالب و البته تأسف بر انگیز تر این است که این فیلم ها و انیمیشن ها و بسیاری دیگر که البته مجال بحث در مورد آنها نمی باشد،بدون هیچ بررسی، تحلیل و نقدی از تلویزیون ملی ایران پخش شده اند. و تأسف بار تر، پخش انیمیشن ها و کارتون هایی با این مضامین است که ذهن پاک و بی آلایش کودکان را نشانه رفته اند.
     با تمام این تفاسیر، یک سوال پیش می آید و آن هم این است که آیا زمان آن نرسیده است که رسانه ی ملی جمهوری اسلامی ایران، از خواب غفلت بیدار شود؟

...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط گمنام | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ