مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله

بسم رب الشهدا و الصدیقین

از همان كودكی بزرگی معرفت و مهربانی اش جلوه كرده بود

شاید رفتارش مناسب سنش نبود،شاید باید مثل بقیه بچه های زمان خود فقط به فكر بازی و خوردن و خواب بود.شاید نباید به فكرش این چیزها خطور می كرد.شاید از همان كودكی بزرگ شده بود.وقتی برای رسیدگی به امور خانه و برای خرید نان به بیرون می رود،شخصی را می بیند كه وضعیت مناسبی ندارد و می فهمد كه واقعا نیاز دارد.

او كاری می كند كه شاید هیچ یك از ما آن را نمی كرد.او پول خرید نان شب خانواده خود را به آن شخص می دهد و حاضر است كه هر حرفی را بشنود ولی به درك خودش عمل می كند و می داند كه در خانه تنبیه میشود ولی او عمل كرد و در خانه نیز توبیخ شد.

بااین اوصاف نمی توان او را كودكی نامید كه بر اثر احساسات خود عمل كرده،بلكه او بر باور خود عمل كرده حالا هر چه شد،شد.

یك بار دیگر او شخصی را دید كه از فقر رنج می برد و از سرما به خود میلرزد.او می فهد با توجه به این كه همه می فهمند ولی آن شخصی كه عمل كرد او بود .او بود كه شب را در آن سرما در حیاط خانه اش ماند و لذت كمك به فقیر را چشید و حس كرد كه هرجا هستی باید هم درد باشی.و او هم درد بود ودرد را در وجود خودش به تعالی تبدیل كرد وفقر خودش را نسبت به خداوند درك كرد و این بود كه او

چمران شد...



...

نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد 1390 توسط گمنام | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic