مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله

آمد بهار و بوستان شد رشك فردوس برین

 

گل ها شكفته در چمن، چون روى یار نازنین

از ارغوان و یاسمن، طرف چمن شد پرنیان

 

و از اُقحوان و نسترن، سطح دَمَن دیباى چین

از قُمرى و كبك و هزار آید نواى ارغنون

 

و ز سیره و كوكو و سار آواز چنگ راستین

شد موسم عیش و طرب، بگذشت هنگام كرب

 

جام مى گلگون طلب، از گل عذارى مه جین

خاصه كنون كاندر جهان، گردیده ملودى عیان

 

كز بهر ذات پاك آن، شد امتزاج ماء و طین

از بهر تكریمش میان بر بسته خیل انبیا

 

از بهر تعظیمش كمر خم كرده، چرخ هفتمین

مهدى امام منتظر، نوباوه خیر البشر

 

خلق دو عالم سر به سر بر خوان احسانش نگین

مهر از ضیاءاش ذره اى، بدر از عطایش بدره اى

 

دریا زجودش قطره اى، گردون ز كشتش خوشه چین

مرآت ذات كبریا، مشكوة انوار هدا

 

منظور بعث انبیاء، مقصود خلق عالمین

امرش قضا، حكمش قدر، حُبّش جنان، بغضش سَقَر

 

خاك رهش زیبد اگر بر طُرّه ساید حور عین

دانند قرآن سر به سر، بابى ز مدحش مختصر

 

اصحاب علم و معرفت، ارباب ایمان و یقین

سلطان دین، شاه زَمَن، مالك رقاب مرد و زن

 

دارد به امر ذوالمنن، روى زمین زیر نگین

گر نه وجود اقدسش ظاهر شدى اندر جهان

 

كامل نگشتى دین حق ز امروز تا روز واپسین

ایزد به نامش زد رقم، منشور ختم الاءوصیاء

 

چونان كه جدّ امجدش ‍ گردید ختم المرسلین

نوح و خلیل و بوالبشر، ادریس و داود و پسر

 

از ابر فیضش مستمد، از كان علمش مستعین

ظاهر شود آن شه اگر، شمشیر حیدر بر كمر

 

دستار پیغمبر به سر، دست خدا در آستین

دیّارى از این ملحدان، باقى نماند در جهان

 

ایمن شود روى زمین، از جور و ظلم ظالمین

من گرچه از فرط گُنه شرمنده و زارم ولى

 

شادم كه خاكم كرده حق با آب مهر تو عجین

خاصه كنون كز فیض حق مدحت سرودم آن چنان

 

كز خامه ریزد بر ورق، جاى مركب انگین

بر دشمنان دولتت، هر فصل باشد چون خزان

 

بر دوستانت هر مَهى بادا چو ماه فروردین

اى حضرت صاحب زمان اى پادشاه انس و جان

 

لطفى نما بر شیعیان، تایید كن دین مبین

 

باتخلیص

برگرفته از كتاب در انتظار ققنوس



...

نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد 1390 توسط بهنام روان بخش | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic