مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله
یا جوادالائمه


...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()

اندر حکایات مظلومیت مشائی

هفته نامه صبح صادق دوشنبه 18مهر1390 شماره 520:"دکتر احمدی نزاد در اجلاس استانداران سراسر کشور با انتقاد شدید از منتقدان جریان انحرافی گفته است: 25 سال است که مشائی را می شناسم ودر این مدت نماز شبش ترک نشده، او همچون شهید بهشتی مظلوم است وشک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواند شد."

کلیات حرکت وتلاش دولت نهم ودهم نسبت به دولت های گذشته قابل دفاع است و اینگونه صحبت ها از طرف رئیس جمهور در حمایت از مشائی شاید تکراری باشد اما مقایسه کردن مشائی با شهید مظلوم دکتر بهشتی حقیقتا جای نگرانی دارد. شاید نکات زیر یاداوری باشد برای رئیس جمهور تا بداند برای دفاع از مشائی از چه هزینه می کند.

البته در این نکته شک ندارم که: شهید دکتربهشتی هنوز هم مظلوم است.

چند نکته از بسیاری نکات  را مرور وقضاوت در مورد این مقایسه را به عهده خواننده می گذارم.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()
خدایا!
                قلب سپیدی که به من بخشیده بودی،
                                                                                         سیاه شد.

می شود برایم عوضش کنی؟


...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()
خاطره رضا میرکریمی از دیدارش با رهبر انقلاب
 ساده زیستی مقام معظم رهبری

ساده زیستی مقام معظم رهبری

آقای میرکریمی می گفت (نقل به مضمون):

هر وقت در جریان کار و زندگی زیاد به من فشار [روانی ] وارد می آید ، در هر مرحله ای که باشم ، همه چیز را رها می کنم و - گاهی از همان سر کار - تلفنی به خانه می زنم ، و یکراست به فرودگاه می روم. همان جا بلیطی تهیه می کنم ؛ و عازم مشهد می شوم. آنجا زیارتی [ و درد دلی ] با امام رضا (ع) می کنم ؛ و آرام می شوم ، و برمی گردم .

یک بار - در یکی از همین سفرها - توی هواپیما نشسته بودم ، و در طول راه بودیم . در خودم بودم ، که دیدم در قسمت جلو هواپیما انگار وضعیت متفاوتی است. به این معنی که ، کسانی را می دیدم که از جاهای مختلف هواپیما ، یکی یکی به قسمت جلو می رفتند . آنجا کنار یکی از صندلیها می نشستند.با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی می گفتند و می شنیدند . بعد ، خوشحال و راضی ، برمی گشتند و سر جایشان می نشستند.

کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست . از یکی از کسانی که از آنجا برمی گشت ، موضوع را پرسیدم . گفت : کسی که آنجا نشسته ، مقام معظم رهبری است .

هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم . به قسمت جلو هواپیما رفتم و از فردی که معلوم بود محافظ است ، پرسیدم : می شود رفت ، با آقا صحبت کرد ؟

گفت : بله . قدری صبر کن تا کسی که پهلوی آقاست ، صحبتش تمام شود .

از فرصت استفاده کردم و پرسیدم : چرا آقا با پرواز عمومی به مشهد می روند ؟!

گفت : آقا فقط سفرهای رسمی دولتی را با پرواز اختصاصی می روند . سفرهای شخصی [که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهد است ] را مثل همه مردم ، با پروازهای عمومی می روند .

پرسیدم : یعنی می روند برایشان بلیط هم می خرید ؟!

گفت : بله . مثل همه مسافرهای معمولی ، برایشان بلیط می خرند . بدون اطلاع یا تشریفات خاص ، می آیند سوار هواپیما می شوند و راهی می شوند . تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز و مسافران ، متوجه حضور ایشان می شوند .

صبر کردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد . جلو رفتم . خودم را معرفی کردم و ...."

با خود گفتم : از کسی که عمری را به سادگی و با حداقل امکانات مادی زیسته و اکنون رهبری انقلابی ترین نظامهای سیاسی - و البته مذهبی - جهان را بر عهده دارد ، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیت المال و قائل شدن مرز و تفاوت بین کار شخصی و کار حکومتی نیز انتظار نمی رود . کاش دیگر مسئولان نظام ، خاصه آنان که این لباس مقدس را - که در حقیقت لباس رسول اکرم (ص) است - بر تن دارند هم ، لااقل نصف ایشان ، در رعایت مسائل مالی و امکانات بیت المال ، خدا را در نظر می گرفتند و تقوا می ورزیدند.



...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()




شکار چی شنبه اولین سیلی سینمای ایران به طالبانیسم یهود در جنگ رسانه ای

 

شکارچی شنبه اولین سیلی سینمای ایران به طالبانیسم یهود در جنگ رسانه ای

 

فیلم سینمایی شکارچی شنبه، آخرین ساختۀ پرویز شیخ طادی، پس اینکه به دلایل نامعلومی به مدت دو سال در صف انتظار ماند، سرانجام بر پرده های معدودی از سینماهای تهران اکران شد.

 

فیلمنامۀ این اثر که به عنوان اولین محصول ضدصهیونیسم ایرانی، به طور مستقیم مبانی اندیشه های طالبانیسم یهود را افشا می کند، پس از شش ماه تحقیق و پژوهش کارشناسانه به قلم تحریر در آمد.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()
استخوانش شکسته است آری زیر چکمه های پلیس آمریکایی
شعری از یک دانشجوی ایرانی برای انقلاب وال استریت


نامه ای رسیده از آن سو
نامه ای ز شاعری خسته
شاعری روی خاک افتاده
با سر انگشت خود مطالب
می نویسد با خطوط بشکسته

او نوشته که شعر هایم وای...
دگر از عاطفه تهی گشته
واژه هایم دگر نمی آیند
تا زبانم به شگوه بگشایند
شاعر از قلب اقتصاد جهان
از خیابان سردی در غرب است.
در میان سرمایه داران غرق است
ولی انگار که خود سرما زده است.
او نوشته که در میان کاخ های بلند
چادری گشته سایه سر او
شکر هم نوشته بعد از آن
آخر انگار سهم دوستانش، فقط کارتن است؛ بی چادر.
پشت نامه نوشته از نیویورک؛ من ز وال استریت می آیم.
 شاعر درد، شعرش را نیمه کاره گذاشته؛ تنها
چند واژه پس هم آورده
آی...آی...آی....
شعر شاعر اگرچه شعر نبود
حرفها برای من زده است
تازه فهمیده ام چرا شاعر
با سه آی بلند شعرش را
با تمام درد رها کرده
دست شاعر دگر بکار نمی آید.
استخوانش شکسته است آری
زیر چکمه های پلیس آمریکایی
دستی دیگر نمانده بر تن او


...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()
دوستان و هم دانشگاهیان عزیز،
     بچه های مسجد دانشگاه به این نتیجه رسیدن که برای حل مشکلات سرشار دانشگاه،بهترین کار، جواب خواهی و مطالبه از مسئولای دانشگاهه. پس تصمیم گرفتن برای حل هرچه سریعتر مشکلات دانشگاهمون اقدام به پیگیری و خبر گیری و خبر دهی در مورد اون به مسئولا کنن.

     پس اگه مشکلی میبینید که مربوط به مسائل عمومی دانشجوها و دانشگاهه، برامون بنویسید تا در اسرع وقت از مسئولین جواب بخواهیم.
     راستی، جواب مسئولین رو هم براتون می نویسیم.
     در ضمن، فقط به مسائلی رسیدگی میشه که مربوط به مسائل عمومی و مهم دانشجوها و دانشگاه باشه.
مشکلات رو به صورت نظر به همین پست ارسال کنید.

با تشکر                                            

بچه های مسجد دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد


...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()
 شهروندان مطیع دهکده‌ی جهانی

شهید سید مرتضی آوینی در مقاله "انفجار اطلاعات" می‌نویسد:
"دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم.
این حقیقت تنها ما را که شهروندان مطیعی برای این دهکده بزرگ نیستیم مضطرب نمی‌دارد و بلکه غرب را هم چه بسا بیش‌تر از ما به اضطراب می‌اندازد.
ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم…
"

 

امروز کار به جایی رسیده که شهروندان خودشان (مردم غرب +/+) هم مطیع این دهکده جهانی نیستند…
مک لوهان کجاست که بیاید و ببیند در دهکده‌ی جهانی متصورش، چه اتفاقاتی افتاده.

 

 

سید مرتضی آوینی این شهروند مطیع را در دهکده جهانی این‌گونه تعریف می‌کند:
"شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردی‌اش مستحیل در جامعه‌ای است که پیرامون او وجود دارد.
اعتراضی ندارد، استدلال‌های رسمی را می‌پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند. به آنچه فرا می‌خوانندش روی می‌آورد و از آنچه باز می‌دارندش پرهیز می‌کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام‌های پروپاگاندا باز است و … خوب! دهکده جهانی هم برای آنکه سر پا بماند، به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد.
"

 

از آن روزهایی که سید این‌ها را گفته سال‌ها گذشته است.

ما که بیش‌از ۳۰ سال است که شهروند مطیع دهکده‌ی جهانی نبوده‌ایم و هزینه‌هایش را هم پرداخت کرده‌ایم.
هزینه‌هایی که سرمایه‌ای شد برای امروز و فردایمان.

 

و ای کاش بودی سید مرتضی تا ببینی، آنها که می‌گویند ما ۹۹٪ هستیم هم دیگر نمی‌خواهند شهروندان مطیعی برای دهکده‌ی جهانی باشند.
زیرا کدخدای این دهکده، نقاب را از چهره انداخته! و ارقام، به لطف ابزارهای همین دهکده جهانی! ساقط شدن این کدخدا را برای عوام هم قظعی کرده.

به نقل از:

بچه های قلم



...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو