تبلیغات
مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله - مطالب خرداد 1391
مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله
میدونید، چند لحظه پیش داشتم به این فکر می کردم که چی شده که ما این همه مشکل داریم. مشکلاتی که دشمنا ایجاد کردم رو نمی گم. مشکلاتی رو می گم که خودمون عاملش هستیم. اختلاسایی که صورت گرفته. گرون فروشی ها و کم فروشی ها و ... .

چی شده که مردم ما دیگه به حق هم نیستن؟ چی شده که همش دنبال اینیم که از هم دیگه بکنیم؟ چرا همش به خودمون فکر می کنیم؟ مگه اسلام برنامه ی کامل زندگی به ما نداده؟ پس چی شده؟

می دونید فقط به این نتیجه رسیدم؛ مشکل همینه که ما به اسلام عمل نمی کنیم. اسلام گفته رابطه ی مسلمونا باید مثل دوتا برادر باشه، ولی ما رابطه رو کردیم رابطه ی گرگ و گله. اسلام گفته مسلمونا اشتباهات همدیگه رو به هم هدیه بدن. ولی ما میگیم به ما چه . اسلام گفته مال حلال، ما حروم و حلال سرمون نیست. اسلام گفته ربا نخورید، ما مثل نقل و نبات وامای بانکی و غیر بانکی می گیریم.

با این شرایط معلومه که چرا  این همه مشکل داریم. ما از اسلام خیلی دور شدیم و تنها راه حل مشکلاتمون هم همون برگشتن به اسلامه.

ما فقط اسممون مسلمونه و مشکلات ما حل نمیشه مگر اینکه عملمون هم اسلامی بشه. و فکر میکنم اون موقعه که صاحب زمان(عج) ظهور میکنه


...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()

بسم رب الشهدا

شهید گمنام، سلام... 

     

خدا میداند از خیلی وقت پیش صدای پایت را میشنیدم...

بوی تنت را حس میکردم ...بوی بهشت ... بوی یاس های سپید...

ای عصاره مردانگی و دلدادگی...

به چه نام بخوانمت به کدامین رسم ،حضورت را جشن بگیرم...

کدامین رسم دنیا ی خاکی میتواند حضور عاشقانه ی تویی که همیشه بوده ای را پاس بدارد، کدامین واژه میتواند مرام تو را بفهماند ، کدامین تصویر را یارای انعکاس پرواز عاشقانه ی توست...

آفتاب در مقابل نگاه آسمانی تو قد خم کرده و دل داده به حرم نفس های جاودانت...

سرو راست قامت تاریخ... جغرافیای کدام نقطه را شرمگین قدم های دلبرانه ات خواهی کرد؟

همه چیز رنگ میبازد و تمام بشریت سکوت میکند تا عظمتی چون تو در خاک این سرزمینی...

از خیلی پیشتر ها که بگویند میخواهی بیایی پلک دلم می پرید...

اسطوره ی تمام عشاق... چگونه در وصف تو سخن بگویم در حالیکه در تلفظ بچگانه عشق هنوز مانده ام...

به رسم مهربانی و مرام و مردانگیت این دلم را مهمان لحظات حضورت کن شاید مورد رحمت قرار گیرد و برهد از هر چه تعلق است...

نوشته ی:

ف. فولادیان



...

نوشته شده در تاریخ شنبه 27 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()
چه کسی ایستاده است؟
شنیدم که میکن جناب کرکس یه آهنگ جدید خونده برای حکم ارتدادش. حالا اینکه چی و چجور و این حرفا رو نمی دونم. فقط می خوام در مورد یه چیزی بحث کنم.

این ملعون ادعا داره که یه کار انقلابی انجام داده. مدعیه که ایستاده. و این ایستادنش رو افتخار میدونه. یه عده ساده لوح هم که عقلشون نمیرسه فکر میکنن این آقا کار شاقی کرده. توهم «ما بیشماریم» هم دارن؛ فکر میکنن حالا پشت این کرکس«یه ملت وایساده». من نمیدونم اونا ملت هستن یا اون صد هزار نفری(مشت نمونه خروار) که امروز توی ورزشگاه آزادی داد میزدن«این تیم ایرانه... یا علی مدد»

بگذریم. می خوام یه حساب سر انگشتی بکنم. امیدوارم دوستان بدون تعصبی که عقل رو کور میکنه گوش بدن.

جمعیت ایران 75 میلیون نفره. از این تعداد میگیم 5 میلیون غیر شیعه هستن. میمونه 70 میلیون. 30 میلیونش بچه و کم سن و سال. میمونه 40 میلیون. میگیم 5 ملیون هم شیعه هایی که فقط اسمی شیعه هستن. میمونه 35 میلیون.

حالا داشته باشید این 35 ملیون ایرانی بزرگسال زن و مرد شیعه رو، در حالی که ابر قدرتای فرهنگی و نظامی دشمنشون هستن. تمام عرفان های دروغین، شیطان پرستا، کومونیستا، وهابی ها و دینای منحرف شده ی دنیا دشمن این 35 میلیون نفر هستن و مدام چه از نظر نظامی و چه از نظر فرهنگی این 35 میلیون رو( به عنوان قلب دنیای شیعه) تهدید می کنن.

توی این شرایط، به نظر شما چه کسی مثل مرد ایستاده؟ کسی که همسو با تمام ابر قدرتای جهان بر ضد مذهب 35 میلیون شیعه ی ایرانی ترانه می خونه؟ یا اون 35 میلیون که در برابر همه ی دنیا قد علم کردن؟ اون خواننده که توی بغل دشمن غایم شده و هر از چند گاهی برای اینکه تیکه استخونی گیرش بیاد دمی تکون میده، یا اون 35 میلیون که در برابر همه ی حمله ها و هجمه ها مردونه ایستادن و بدون هراس از مرگ و تنها به امید خدا مقاومت می کنن؟

اگر از این دو دسته ( خواننده ی «ایستاده مردن» و 35 میلیون شیعه ی ایرانی) کسی بمیره کی ایستاده مرده؟ کی سر تسلیم فرود نیاورده؟

من یه مثال میزنم. حالا کار ندارم به اینکه دینتون چیه و اعتقاد دارید یا نه. فقط به مثال توجه کنید.
وقتی امام حسین علیه السلام بیعت با یه فاسد رو نپذیرفتند، یزید برای شکست امام حسین لشکری رو فرستاد. اما حسین حدود 100 نفر لشکر داشت. ولی با این حال تسلیم نشد. و ایستاد. شمر و ابن زیاد هم با 3000 نفر لشکر در برابر امام حسین ایستادند.
کدوم ایستادگی، مردونگی بود و شجاعت؟ 100 نفر در برابر 3000 نفر؟ یا برعکس؟

همیشه ایستادگی و مقاومت رو به حالتی میگن که یه مظلوم در برابر ظالمی بایسته. به نظر شما در رابطه ی ایران و ابر قدرتها، کی مظلوم بوده و هست؟ مطمئناً ابر قدرتها نمیوتنن توسط ایران مظلوم واقع بشن. این ایران بوده که در طول تاریخ معاصر همیشه مورد ظلم قرار گرفته.
حالا شما قضاوت کنید. چه کسی ایستاده و چه کسی زانو زده؟ کسی که در برابر و بر ضد ایران شیعه ی مظلوم شعر میگه و اعتقادات ایران مظلوم رو می کوبه؟ یا کسی که در برابر ابر قدرت ظالم ایستاده و مقاومت میکنه؟

اگر دنبال حق هستید،قضاوت با شما.


...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()

وقتی بابا از بیمارستان مرخص میشد به جز اون یكی دوسه ساعت اول كه برای رفع دلتنگی بود...میرفتیم سراغ كار و بازی های بچه گونه خودمون....و مامان میموند و بابای بیمارو عیادت كننده ها.

دم همه فامیلای گلمون گرم! كه درحق خانواده ما این همه لطف داشتن و دارن!!!

a:خوب خدا را شكر بهتر شدی.خرج دوا و دكترتم بنیاد میده دیگه؟؟؟

b:راستی بنیاد خورد و خوراكتونم واستون میفرسته؟؟

x: پوشاكم همین طور؟؟؟

y:نمیتونید از طرف بنیاد یه پولی واسه ما جور كنید؟؟؟

C:بد نیستا!كاش منم رفته بودم جبهه!!!

و هزار تا حرفای دیگه كه دل بابا رو...مخصوصا مامان و آتیش میزد.نمیدونم بهشون حق بدم یا نه؟نمیدونم اگه جای اونا بودم چی میگفتم!

به نقل از:

بچه جانباز



...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()
دوباره جمعه رسید و هنوز، او نرسیداست
دوباره چشم به راهیم و ز غنچه، بو نرسیداست


     راستی چرا هنوز زمان اون نرسیده که مولا بیاد؟ تا حالا بهش فکر کردید که چرا هنوز مولامون نیومده؟ مگه ما این همه برای ظهور عزیز زهرا دعا نمی کنیم؟ مگه انقدر دعای فرج نمی خونیم؟ مگه بعد از هر صلواتمون نمی گیم«و عجل فرجهم».؟ پس چرا هنوز هم نیومده؟

     خیلی وقتا این سوالا مثل خوره میفته به جونم. شیطون هم فرصت طلب، هی میاد می خواد گولم بزنه. هی تو گوشم می خونه« کسی قرار نیست بیاد. منتظر کی هستی؟» ولی همیشه ی خدا، ته قلبم یه چیزی یا یه کسی گواهی میده که اون میاد.

     ولی بعد به خودم نگاه می کنم.  نه ظاهرم، به خود خودم. با خودم میگم:« برای کی بیاد؟ برای من؟ منی که ادعای انتظار رو دارم، ولی حتی هنوز نتونستم دل خودم رو آروم کنم؟ منی که حتی نتونستم خودم رو صاف کنم؟ منی که هزار و یک گناه انجام دادم؟ من که با هر بادی دلم میلرزه؟ با هر نسیمی ریشه هام سست میشه؟»

     چطور بیاد؟ با کدوم یاور؟ با منی که هنوز هم خیلی وقتا نمازم قضا میشه؟ منی که اونقدر اراده ندارم که موقع اذان فیلم تلویزیون رو ول کنم و نماز بخونم؟ منی که پول مثل جونم شده؟ برای چندر غاز صدقه امروز و فردا می کنم؟ به امید منی که هنوز می ترسم کسی رو امر به معروف کنم اونم از اینکه نکنه بعداً برام بد بشه؟ منی که خجالت می کشم به یه نفر بگم کارت اشتباهه؟ به امید کی بیاد؟به امید کی؟

     دعای فرج می خونیم. میگیم و عجل فرجهم، ولی وقتی به دلمون نگاه می کنیم، میبینیم ته دلمون میگیم:« بیاد؛ ولی نه فردا. یه سال دیگه.»

     خاک بر سر من. الآن که درست فکر میکنم شاید من یکی از موانع ظهور باشم. کاش زودتر بمیرم. کاش زودتر از این دنیا برم و بیشتر از این فرج مولا رو عقب نندازم. فقط، فقط دلم می خواد یه نظر چهره ی نورانی مولا رو ببینم و برم.

     میدونید؛ الآن دارم به این فکر می کنم که شاید هر وقت دلمون اونقدر صاف شد که ته دلمون و از روی صداقت گفتیم کاش مولا همین الآن بیاد، ظهور همون موقع باشه.

بیا یوسف زهرا...بیا هیمن حالا
اللهم عجل لولیک الفرج


...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()

به نقل از دوئل فا

للحق

طرح نوشت : فکر کردم برای ارتحال امام چه می توان کرد؟ دیدم مگر می شود خمینی و خامنه ای را، سوای هم به تصویر کشید؟! این شد که تصویر امام با تصویر امام شکل گرفت. مگر نه آنکه او فرزند خلف روح الله است؟! پس غیر از این، از ما متصور مباد. ایده از حقیر بود و اجرا از برادر نوجوان و بسیار مستعدم ” راوی ” که جور کمبود وقت حقیر را کشید.

پانوشت : آه که ما خمینی را آن گونه که بود به مردم نشناساندیم! نامه عاشقانه ی امام به همسرش را بخوانید حتما. خوب است از روح الله یاد بگیریم عشق بازی حلال را … یاد بگیریم روابط با خانواده را …



...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()
یا علی علیه السلام

چگونگی ولادت امام علی علیه السلام

بنابر منابع اصیل شیعه و سنی، امیرالمؤمنن علی بن ابی‏طالب (ع) در 13 رجب سی سال بعد از عام الفیل، در شهر مکه و در خانه کعبه به دنیا آمد.

مورخان عرب نوشته‏اند که وقتی «فاطمه بنت اسد» مادر علی (ع) دچار درد زایمان شد به کنار خانه کعبه رفت و اینگونه مناجات کرد: «پروردگارا! من به تو و به همه پیمبران و کتاب‏هایى که ‏از سوى تو آمده است ایمان دارم ، و گفتار جدم ابراهیم خلیل که این خانه را بنا کرد را تصدیق می‏کنم. پروردگارا! به حق همان کسى که ‏این خانه را بنا نمود، و به حق این نوزادى که در شکم من است، ‏ولادت او را بر من آسان گردان». به دنبال این دعا بود که ناگهان خانه کعبه ‏شکافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از دیدگاه حاضران و زوار پنهان گردید و دیوار خانه نیز مانند اول به هم پیوست.

مردم که هراسان شده بودند خواستند قفل در را باز کنند ولى در باز نشد، و دانستند که سرى‏در این کار هست و این ماجرا از جانب خداى تعالى است. محلی که برای مادر امیرالمؤمنین (ع) شکافته شد اکنون "مستجار" نامیده می‏شود و چسبیده به "رکن یمانی" است.

از آن زمان بیش از 1440 سال می‏گذرد. با اینکه در این مدت مدید، خانه کعبه بارها و بارها تعمیر و حتی از نو بازسازی شده است اما هر بار پس از تعمیر، نوسازی و حتی تعویض سنگ‏ها، دوباره محل شکافته شدن ظاهر می‏گردد.

تصاویری از رکن یمانی مکان شکافی که مادر حضرت علی علیه السلام از آن وارد خانه خدا شد.
نمای نزدیک از شکاف دیوار که تعمیر شده است:

عکس دیگری از محل شکاف که در تعمیری دیگر مرمت شده است:

مقایسه عکسهای زیر با عکسهای بالا نشاندهنده تعمیرات متعدد در سالهای مختلف است:






تصاویر نزدیکی از محل شکاف که تلاش شده است با میخهای بلند و بست فلزی متصل و مهار شود:



به نقل از:
نور آسمان



...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()
راستش با خودم فکر میکردم به جز پدرم باید به چه کسای دیگه ای تبریک بگم.

نشستمو یکی یکی کسایی رو که به نظر مناسب میومد به ذهنم آوردم. پدرم، پدر بزرگم، عموها و دایی ها و ... . خوب آخه روز پدره.
بعد یهو یه چیزی به ذهنم رسید. مگه پیامبر (ص) نمی فرمایند که«
من و علی دو پدر این امت هستیم»؟ پس بر خودم لازم دیدم که قبل از هر کسی روز پدر رو به پدران امت مسلمان تبریک بگم.

یا رسول الله، یا حضرت علی و ای امامان من و فرزندان رسول الله،
شمایی که پدران امت اسلامی هستید،

روزتان مبارک


...الان دیگه میتونم بگم:«روز پدر به همه ی پدرا مبارک باشه»...
به خصوص به پدر خودم که جوونیش رو به پای من ریخت

پدر جون، دستتو می بوسم.
فدات


تقدیم به همه ی پدران



...

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط گمنام | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ