مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله
3000،000،000،000
چه کس؟
چه وقت؟
چطور؟
آیا میتوان کل نظام بانکی را معیوب دانست؟
یا اینکه، عده ی معدودی مقصرند؟
این عده ی معدود چه کسانی هستند؟
پس چه وقت، زمان خانه تکانی اقتصادیست؟
قوه ی قضائیه، ما منتظریم...


...

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()

یک روز امام خامنه ای

     مقام معظم رهبری  سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را به‌عنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ان‌شا‌الله انجام بدهیم.
    اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک الی یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیش‌تر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیش‌تر قرآن می‌خواند، یک روز بیش‌تر دعا می‌خواند، یک روز بیش‌تر ذکر می‌گوید...
    بعدش نماز صبح را می‌خوانند. ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند. کم‌ترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است. بیش‌ترین‌ان هم شامل افرادی است که داخل آن ساختمان اند. ایشان در دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند، ـ اعم از پاسدارها ودفتری‌هایی که آن‌جا هستند ـ‌، نمازشان را با آقا می‌خوانند.
   بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی، می‌کنند. حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند. بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای این‌كه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است. وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم. کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین. با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟
    آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست. عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است.
    بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند. همیشه با آن لباس نیست.شاید شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده باشید. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند.
    آن سه روز کوهنوردی؛ وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است. آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق میداند.
   
پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر. از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم. دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست، و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند. از بی‌بی‌ شهربانو شهرری
گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران. توی ولنجک، کوه دربند و... هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم. بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.
    حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل. صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند. بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود.
    اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا  نماز ظهر، آقا در دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم. نماز اول وقت.
    بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصلة بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر، هستند، خیلی از مواقعی که بعدازظهر جلسة خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.
    هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طورنمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است. به‌خاطر این‌که اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد. این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید. قرآن نور است. قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم
    الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم. کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیزنشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم.
    منزل حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ایشان زندگی کرده‌اند که همه الآن ازدواج کرده‌اند و رفته‌اند. هر هشت نفر این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد خانواده قاری و حافظ قرآن‌اند. شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را شنیده باشید ولی تشخیص نداده‌اید. چون بعضی موقع‌ها رادیو پخش می‌کند. هر موقع هم پخش می‌کند چون خودش هم نمی‌داند اشتباهاً می‌گوید مصطفی اسماعیل.لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. آقا در جوانی قرائت دارد. صوتش را رادیو پخش می‌کند به اسم مصطفی اسماعیل.
    اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم،دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب وتحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد،خطرناک است. فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی درکشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده. امروز پناهنده انگلستان است. اکبرگنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست. اگریکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم.تحصیل و تهذیب با هم است.
  اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.

    ماهنامه امتداد/شماره 64، خرداد 1390/صفحات (16-17)



...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()

1. اینبار هم نماینده آمریکا نتوانست سوالات و صحبت های دکتر احمدی نژاد را تحمل کند و مجلس را ترک کرد.
2.باز هم جریان هولوکاست توسط رئیس جمهور مطرح شد.
3. تعداد قابل توجهی از نمایندگان کشورها از ترس صهیونیست ها و اسرائیل از مجمع فرار کردند..!
4. دکتر احمدی نژاد بی توجه به بی ادبی برخی نمایندگان همچنان با قدرت و اقتدار به سخنرانی خود و زیر سوال بردن ابر قدرت ها ادامه می دهند.
5. صحبت دوباره از هولوکاست و یازده سپتامبر می شود.
6. ناصالح خواندن مدیریت جهانی موجود از سوی دکتر احمدی نژاد
7. پیشنهاد طرحی مبتنی بر عدالت ، توحید ، آزادی و ... برای مدیریت جدید جهانی
8. درخواست تحقق مدیریت مشترک جهانی
10. تغییرات و اصلاحات برای تشکیل کامل و واقعی سازمان ملل ضروری است.
11. آینده روشن بشر با تمسک به انبیاء الهی و حضرت بقیه الله (عج)
12 . وعده آمدن جامعه برتر و ایده آل با ظهور حضرت مهدی ...
13. سخن از بیداری اسلامی و گسترش تحولات عدالت طلب و آزادی خواه در دنیا...


...

نوشته شده در تاریخ جمعه 1 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()
اینبار شیطان خودش به میدان مبارزه آمد
برهان الدین ربانی ” فکرش را هم نمی کرد که پس از دیدار ” ماه ” ، آخرین ” آه ” را بکشد … شهادت گوارای اش


چشم دشمنان امام کور شده ، با دستپاچگی زیاد فیلمی از امام پخش کردند که وقتی دیدم تنها فکرم به دو چیز رفت :

۱- دشمنان ما از احمقانند.

۲- خیلی سعی داشتند امامم را دیکتاتور جلوه بدند ولی جزء اقتدار و شجاعت ، چیزی ندیدم.

 

امام در همایش بیداری اسلامی چنان تاثیری بر مسلمانان دنیا گذاشت

 که دشمن

  در صدد حذف مهره های اساسی دنیای اسلام برآمده.

برهان الدین ربانی، بر اثر انفجار بمب در خانه اش، شهید شد...

شهید متفکر بیداری اسلامی...

 



...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط گمنام | نظرات ()

به مناسبت سالروز ورود آزادگان؛
روزی كه مردان قبیله غیرت به وطن بازگشتند
تهران - 26 مرداد سال 1369 برگ زرین دیگری از تقویم انقلاب اسلامی ورق خورد و روزی به یاد ماندنی در اذهان ایرانیان دلیر و شجاع ثبت شد.
روزی كه مردان قبیله غیرت به وطن بازگشتند



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط گمنام | نظرات ()

آثار سنگی صخره ای:

جاذبه های طبیعی چهارمحال بختیاری (3)

برد گوری ها :بردگوری ها (سنگ گبری ها) قدیمی ترین آثارسنگی استان می باشند کهبه دوره ی ماد تا پایان دوره ی ساسانیان تعلق دارد . در دین زردتشت به علت اعتقادبه مقدس بودن خاک از دفن کردن اجساد خودداری نموده و آنها را



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد 1390 توسط بهنام روان بخش | نظرات ()

آبشار های استان:

جاذبه های طبیعی چهارمحال بختیاری(2)

آبشار دره عشق: آبشار دره عشق در منطقه مشایخ شهرستان اردل مجاور روستای دره عشق و در 130 کیلو متری شهرکرد قرار دارد این آبشار با سرعت زیاد از دل کوه بیرون می جهد و یکصد متر ارتفاع دارد و در کنار این آبشار



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 مرداد 1390 توسط بهنام روان بخش | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات