تبلیغات
مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله - مطالب رسانه
مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله

در اقدامی جالب 1111 دانشجوی استان  چهارمحال و بختیاری از دکتر رضایی حمایت کردند.

در این رابطه این دانشجویان با صدور بیانیه ای به حمایت از دکتر محسن رضایی پرداختند.

متن بیانیه بدین شرح است:



...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 خرداد 1392 توسط بهنام روان بخش | نظرات ()

از عزیزان وکاربران اینترنتی عزیز تقاضا داریم برای برسی های بیشر برای انجام پیشبینی های جدید و معتبر تر به دنبال کناره گیری بعضی از کاندیدها در نظر سنجی حاشیه سمت راست وبلاگ شرکت کنید

با تشکر



...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 خرداد 1392 توسط بهنام روان بخش | نظرات ()
     دیشب انیمیشنی در شبکه نمایش به نمایش در آمد به اسم« دکتر استرنج » که به نظرم رسید بررسی و توضیح اهداف و نماد گرایی های درون آن خالی از لطف نباشد.
     داستان این انیمیشن، در مورد دکتر جراحی بود به نام استرنج که در طی سانحه ی رانندگی، دستانش به شدت آسیب می بینند و به همین دلیل، توانایی جراحی را از دست می دهد. وی برای درمان دستان خود، راه های مختلفی را امتحان میکند و با اینکه تمام ثروت خود را در این راه خرج می کند، نتیجه ای نمی گیرد و در حالی که نا امید از همه جا قصد خود کشی و پرت کردن خود از روی پلی را دارد، شخصی نقشه ای به او میدهد و می گوید که برای معالجه ی دستان خود باید به تبت سفر کنی.
     دکتر که همه ی راه ها را امتحان کرده است، به تبت می رود و پس از گذشتن از راهی سخت، خود را به معبدی در دل کوه میرساند و در آنجا همان مردی را که نقشه را به او داد میبیند. مرد، دکتر را نزد پیرمردی که استاد خطابش میکنند ( و به نظر میرسد از راهبان بودایی تبت است) می برد و وی می گوید که برای درمان باید به دستورات او عمل کند.
     بعد از آن، تمرینات سختی که گویا ربطی به درمان وی ندارد آغاز می شود و نتیجه ی این تمرینات سخت، ایجاد قدرت روحی ( جادویی ) در دکتر است. وی میتواند قدرت جادویی سایرین را جذب، و بر علیه خود آنها استفاده کند
     بعد از این آموزش های سخت، دکتر متوجه می شود که مردانی که در این معبد، تحت آموزش «استاد» قرار می گیرند، برای راحتی و نجات انسان های بی گناه، در حال مبارزه با هیولا ها و نیرو های پلیدی هستند که سرچشمه ی آنها موجودی شیطانی به اسم مادورا است. استاد شاگردان را به منطقه ای میبرد و عنوان می کند اینجا محل تلاقی دنیا هاست. و مادورا زمانی این منطقه را تسخیر کرده بود. اما استاد او را در یکی از دنیا ها زندانی کرده است.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط گمنام | نظرات ()

مستند خودشیفته خود ریخته

 در رابطه با برهنه شدن گلشیفته فراهانی


[http://www.aparat.com/v/29653da5b01439b32fc6c808c55b32a4111428]


...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 بهمن 1390 توسط گمنام | نظرات ()
     یه جایی یکی از مسابقات کشتی کج رو میدیدم. اولش به نظرم خیلی جذاب اومد، ولی بعد از مدتی یه جورایی به نظرم رسید که حرکاتشون مصنوعیه. سرتون رو درد نیارم، سعی کردم حرکاتشون رو دقیق نگاه کنم. و البته با مسابقاتی که قبلاً دیدم  مقایسه کردم.
     به نتایجی رسیدم که فکر کردم بهتره اینجا بنویسم.
1. واقعا برام عجیب بود با این همه کتک که می خورن، چرا یه جای کیودی روی بدنشون نیست؟ حتی یه تورم ساده هم پیدا نکردم.

2. توی اکثر مسابقات، یه جورایی میشه حدس زد که کی قراره برنده بشه. به طور معمول طرفی که قراره برنده بشه اول مسابقه حسابی کتک می خورن حتی تا مرز باخت هم میره ولی همیشه نزدیک شمردن ثانیه سوم بلند میشه. طرف برنده آخر مسابقه بعد از کلی کتک خوردن، با انجام چند حرکت و بیهوش شدن طرف مقابل، برنده میشه.

3. چیز عجیب دیگه اینه که بعضی وقتا من فکر میکنم اگه من توی مسابقه بودم،میتونستم ضربات محکمتری بزنم.

4. تقریباً همیشه اشخاص خاصی که یه جورایی نماد یه تفکر هستند برنده میشن. مثلاً جان سینا که نماد یه امریکایی میهن پرسته. و اشخاصی که از شکل ظاهری و رفتاری مشخصه به گروه های شیطان پرستی تعلق دارن. یا حتی همجنس بازا.

5. معمولاً داستان هایی ساخته میشه و روابطی بین اشخاص بیان میشه که مسابقه رو برای بیننده جذاب میکنه.

6. چیز دیگه ای که برام جالب بود، اینه که بعضی وقتا طرف بازنده به باختن خودش کمک میکنه. مثلا میذاره حریفش راحت از زمین بلندش کنه یا حتی گاهی به حریفش کمک میکنه که بلندش کنه.

7. در اکثر قریب به اتفاق مواقع، وقتی ضربه ای زده میشه، طرفی که داره ضربه می خوره، قبل از اصابت ضربه حالتی مثل افتادن به خودش میگیره. مثلا انگار پاهاش سست میشن و بدنش به سمت عقب شیب بر میداره(البته همه اینا لحظه ی کوتاهی قبل از برخورد اتفاق میفته) و ... .

8. بعضی از مسابقاتشون سیاسیه. مثلا من مسابقه ای رو دیدم بین یه شخص مو زرد که کاملا آمریکایی بودنش مشخص بود و شخصی که لباس نظامیای عراق رو پوشیده بود و تازه مربی ش هم یه کسی بود مثل صدام. طرف شبیه عراقی ها اول آمریکایی رو حسابی کتک زد و وقتی آمریکایی روی زمین بیهوش افتاده بود، پرچم کشورش رو مث پارچه ای که روی سر مرده میکشن، کشید روی سر آمریکایی، که یهو آمریکاییه امگار نه انگار که کتک خورده بلند شد و با چند ضربه عراقیه رو بیهوش و خاکش کرد. شای می خوان نشون بدن که در جنگ عراق و آمریکا، آمریکا پیروز شد.

9. گاهی اوقات از وسایلی استفاده میشه، مثل صندلی یا یه چیزی مثل این. ولی چیز جالب اینه که ضرباتی که با صندلی وارد میشه، فقط در حدیه که زخمی روی سر ایجاد بشه و از سر خون بیاد. در حالی که میشه طوری زد که طرف دیگه نتونه جم بخوره.

     و موراد بی شمار دیگه. خیلی موارد رو الان یادم نمیاد. شاید بعداً نوشتم. به هر حال شما هم اگه زیاد دنبال این مسابقات هستید، می تونید از این به بعد، به این مواردی که گفتم دقت کنید و به حرفای من برسید.

     در واقع می خوام بگم به نظرم این مسابقه همه ش یه نمایش و دروغ بزرگه. همه مواردی رو که گفتم رو خودتون هم میتونید با دیدن چند مسابقه(البته با دقت) ببینید.

     والا چی بگم، این کشتی کج بازا انگار یه روده ی راست تو شکمشون نیست.


...

نوشته شده در تاریخ جمعه 16 دی 1390 توسط گمنام | نظرات ()

انگلستان عاشق چشم و ابروی مردم ایران!!!

     چند وقت پیش با یکی از دوستان، سر یه موضوع اقتصادی بحثم شد. کار به اینجا کشید که دوستم گفت تو انگار زیادی تلویزیون ایران رو گوش میدی. گفتم مگه چیه. گفت همش دروغ میگن؛ من که اصلاً تلویزیون ایرانو نمیبینم. میخوای راست بشنویBBC فارسی رو ببین. گفتم از کجا میدونی خبرای اونا راسته؟ جواب داد خب اونا اخبارشون رو برای همه ی دنیا مخابره می کنن معلومه که راست میگن.

     من که دیدم حرف زدن باهاش فایده نداره، بقیه جوابش رو گذاشتم برای اینجا.

     دوست عزیزم، همینطور که میدونی BBC فارسی رو دولت انگلیس تأسیس کرده و بودجش رو تأمین میکنه. من یه سوال ازت می پرسم: آخه مگه انگلیس عاشق چشم و ابروی مردم ایرانه که به طور بلاعوض و برای خبر رسانی به مردم ایران بودجش رو خرج کنه، اونم تو این بحران اقتصادی!

     اصلا برای من یه مثال بزن که انگلیس و آمریکا کاری رو کردن که منافعشون توی اون کار نبوده و فقط یرای رضای خدا بوده. میگن گربه، هیچ وقت برای رضای خدا موش نمی گیره! پس حتماً تأسیس این شبکه یه نفعی برای انگلیس داره.

تازه یه چیز دیگه میدونی اکثر کارمندای این شبکه ها بهایی هستن و مدیرای اکثر این شبکه ها یهودی!

حالا تو حرف کدوم اخبار رو بیشتر باور میکنی: شبکه ای با مدیر یهودی و کارمندان بهایی، یا شبکه ای با مدیر و کارمندان مسلمان و شیعه.

     میدونی؛ یکی از راه های شیطان برای فریب انسان ها اینه که حق و باطل رو با هم مخلوط می کنه و به مومن عرضه می کنه. اینطوری مومن خیلی سخت میتونه باطل رو از حق تشخیص بده. این شیکه ها هم همین کار رو میکنن. من از یه منبع مطمئن شنیدم که خبرای این شبکه ها دسته بندی دارن و بر اساس برنامه خاصی خبرهارو به مخاطب عرضه میکنن. به طوری که مخاطب رو قانع میکنن که این خبرا همه واقعیت دارن.

     البته من نمی گم که همه اخباری که تلویزیون ایران پخش میکنه درسته و تو باید بدون هیچ فکری این حرفا رو قبول کنی. حرف من اینه که بی خودی به هیچ کدومشون اعتماد نکن. ببین و بشنو و فکر کن. بعد اگه عقلانی رسید باور کن.

     در مورد اخبار بیگانه هم همیشه این نکته رو به یاد داشته باش که این کشور هایی که دارن بوجه ی این شبکه ها رو تأمین می کنن، دشمن ملت،دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران و دشمن اسلام هستن. پس هیچوقت بدون فکر و تحقیق حرفاشون رو باور نکن.

     اگه قبول نداری که این کشور ها با ما دشمن هستن، پیشنهاد میکنم نگاهی بندازی به تاریخ حضور و دخالت هاشون در ایران.



...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390 توسط گمنام | نظرات ()

داشتن دوست دختر عرزه نمی خواهد، عقده می خواهد.

نقدی بر « تا ثریا »:

     چند وقتی است که می خواهم نقدی بر این سریال و نوع روابطی که بین دختر و پسر، مرد و زن نشان می دهد بنویسم ولی هر بار به خود می گویم: « شاید در پایان می خواهد نتیجه گیری دیگری بکند. شاید قصدش چیز دیگری است.» ولی در قسمت امشبش(11 دی 90) اتفاقی افتاد که جای هیچ گونه اغماض و چشم پوشی باقی نمی گذارد.

     تا کنون نحوه ی  ارتباط کاراکتر های مختلف زن مرد این سریال با روابط شرعی و عرفی جامعه ما تفاوت ها و حتی تضاد های زیادی داشته است. به عنوان مثال نحوه ارتباط پسر کوچک خانواده با همکلاسی اش و نشستن آنها کنار هم در اتوبوس و  نظر خواهران این شخصیت که نمی خواهند این روابط رسمی شود و یا حتی در مورد روابط ثریا که سعی شده زنی مذهبی معرفی شود با سرهنگ، هیچ کدام نشان دهنده ی نوع رابطه ای که در اسلام تعریف شده نیستند.

     به هر حال تا این زمان سکوت کردم تا شاید هدف از اینگونه نشان دادن روابط، اطلاع رسانی و تقبیح آنها باشد. تا امشب که اتفاقی افتاد که دیگر نتوانستم ساکت بمانم.

     نقد من به سکانسی است که  حمید (هومن سیدی) و همسرش در کافی شاپ نشسته اند. هومن برای گرفتن پیتزا سر میز نیست و همسرش با گوشی او ور می رود. هومن بر میگردد و وقتی گوشی را دست همسرش می بیند به شوخی می گوید:« توی گوشی من دنبال چی میگردی؟ شاید اسمی توش باشه که نخوام تو ببینی. سپیده، لیندا و ... .» تا اینجای بحث چیزی نیست جز شوخی بین یک زن و شوهر. بحث و نقد اصلی من روی این جمله همسر حمید است که به شوخی میگوید:« تو عرزه ی این کار رو نداری.»

     آیا واقعا نظر کارگردان این سریال، این است که داشتن روابط پنهان با زنان دیگر و به قول معروف داشتن دوست دختر عرزه می خواهد؟ یا اگر کسی دوست دختر ندارد، بی عرزه است؟

     که اگر اینطور باشد باید فاتحه ی این سریال را خواند. این در حالی است که نظر روانشناسان اسلامی، جامعه شناسان و فقیهان دینی ما چیزی جز این است. داشتن دوست دختر نیازی به عرزه ندارد، بلکه عقده می خواهد. کسی که دوستی با جنس مخالف را بر میگزیند انسان جربزه دار و باهوشی نیست، بلکه انسانی است که از بیماری های مختلف روحی و عقده های حل نشده رنج می برد. کسی است که از راه های منطقی نمی تواند نیاز جلب توجه ( که البته هر انسانی دارد) را رفع کند و محبت دیگران را جلب کند و این امر موجب شده است تا این نیاز را در جامعه و از طریق جلب محبت جنس مخالف رفع کند.

     اصلا همه مشکلات سینما و سیمای ما از اینجا شروع می شود که در مورد مسائل مذهبی و دینی، کارگردان به جای نظر واقعی دین، نظر خود را به اسم دین تبلیغ می کند. این مسئله را می توان در بسیاری از سریالها و فیلم های سینمایی مشاهده کرد. و نمونه ی بارز آن را در سریال تا ثریا می بینیم.

     اما سخنی با جناب آقای ضرغانی و مدیران سیما

     جناب آقای ضرغامی، شما یا خواب هستید و یا اینکه خودتان را به خواب زده اید. اگر خواب بودید که باید تا به حال با این همه توصیه از طرف دلسوزان و متخصصان سینمایی و دینی از خواب بیدار می شدید. اما... مثل اینکه نمی شود شما را از خواب عمیقی که در آن فرو رفته اید بیدار کرد. و شاید هم اصلا نیازی به بیدار شدن شما باشد. شما همیطور راحت و بی دغدغه بخوابید. مردم ایران بیدارند و البته هوشیار.



...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 دی 1390 توسط گمنام | نظرات ()

عکس هایی قدیمی از فارسان50-1340

j3s1r25xx2y3qzq0h3gn.jpg

مسجد جامع فارسان

o2t9chrzgct8nyomtbek.jpg

نقالی خوانی

unpu7w55j3xhu57fcm2r.jpg

امامزاده آقا سید محمد




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 آذر 1390 توسط بهنام روان بخش | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ