مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله
من امل هستم. یکی از چند ده میلیون امل ایرانی.
 یکی از همان کسانی که نماز میخواند و روزه میگیرد؛یکی از همان کسانی که شلوار پاره پاره و تیشرت رنگارنگ و مارک های عالی نمیپوشد. از همان کسانی که به دنبال مد نیستند.

آری من امّل هستم. یکی از چند ده میلیون امّل ایرانی.
از همان کسانی که هنوز چه چه بلبل را به اربده ی موسیقی های رپ و راک ترجیح میدهد. از همان امل هایی که هنوز صوت خوش یک قاری را به گوپ و گوپ ضبط ماشین مدل بالا ترجیح می دهد. از همان کسانی که لباسش را ساده می پسندد، نه پر از زرق و برق تصویر.

آری... من یک امّل هستم. یکی از چند ده میلیون امّل ایرانی. من امّل هستم، چون موی سرم صاف است. من امل هستم چون هنوز یاد نگرفته ام چطور بقیه را دست بیندازم. من امّلم چون نمیدانم چطور دروغ بگویم که کسی متوجه نشود.

آری من امل هستم. یکی از چند ده میلیون امّل ایرانی.
اما، اگر اینهایی که گفتم امّلیست، من به این امل بودنم افتخار میکنم. افتخار میکنم که کسی مرا امل بخواند که راحت دروغ می گوید، کسی مرا امل می خواند که زیبایی را در پارگی شلوار و مارک تیشرت میداند و تمدن را داشتن سگ و گربه میداند. من را امل میدانند چرا که دروغ های بی بی سی را باور نمیکنم. که نه، هیچ دروغی را باور نمیکنم.

من امّل هستم. اما عقب افتاده نیستم. امّلم ولی بی سواد نیستم. امّلم ولی دور از تکنولوژی نیستم.
ای کسی که مرا امّل می خوانی، آیا امّلم چون به علی عشق می ورزم؟ آیا امّلم چون می دانم که روز جزایی هست؟ آیا املم چون از روی شهوت کسی را نمی نگرم؟ اگر اینها املیست، من به این امل بودن افتخار میکنم.

آری... آری من امل هستم. یکی از چند ده میلیون امّل ایرانی...


...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()

ما ... ساده  گرفته  ایم  آمدنت را 

 ما...  همین  به  ظاهر  شیعیان  تو،  ساده گرفته  ایم  آمدنت  را

و همینطور    ... ساده گرفته  ایم  انتظار  آمدنت  را

و اِلا ... و اِلاچرا این همه سرد؟ چرا این همه ساده؟

تو  نرفته ای  که  باز  گردی... اینماییم  که  باید برگردیم

برگردیم       از این  همه  تغافل  و گناه ...

خاموشیم،  سکوت  می  کنیم  که  نه،  لالیم، کران  و  کورانیم،  گُنگیم،  که  تمسک  سکوت توفانی علی      را  به  خیال  خام  می  پروریم سال  هاست  فریادهامان  را  با  دست  خود  در گلو  خشکانده  ایم

غریب  ماندن  را  هم شاید...  راه  و  رسمیست  که  باید  آموخت،

اما، اما  چرااین  همه  درد  و  دریغِ  دروغ  ؟ 

هنوز طلوع خورشید را ندیده ایم، چرا غروب؟

یابن الحسن...یابن الحسن  ببخش، ببخش این تجاهل و تغافل را



...

طبقه بندی: مهدویت-آخرالزمان دل نوشته ائمه اطهار 
برچسب ها: ما ساده گرفت آمدن ظاهر شیعیان همین طور انتظار چرا سرد مائیم برگردیم خاموشیم سکوت می کنیم لال لالیم کر کران کران و کورانیم کور کوران تمسک توفانی علی خیال خام میپروریم خام خیال فریاد فریادهامان گلو حشکانده ایم غریب غریب ماندن راه رسم آموخت درد دریغ دریغ دروغ طلوع غروب یابن الحسن تجاهل تغافل صاحب زمان ما ساده گرفته ایم آمدنت را ما همین به ظاهر شیعیان تو ساده گرفته ایم آمدنت را و همین طور ساده گرفته ایم انتظار آمدنت را و الا و الا چرا این همه سرد چرا اینهمه ساده تو نرفته ای که باز گردی این مائیم که باید برگردیم برگردیم از این همه تغافل و گناه خاموشیم سکوت می کنیم که نه لالیم کران و کورانیم گنگیم که تمسک سکوت توفانی علی را به خیال خام می پروریم سالهاست فریادهامان را به دست خود در گلو خشکانده ایم غریب ماندن را هم شاید رسمیست که باید آموخت اما چرا این همه درد و دریغ دروغ هنوز طلوع خورشید را ندیده ایم چرا غروب؟ یابن الحسن ببخش این همه تجاهل و تغافل را 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()
تقدیم به شهیدان گمنام، عاشقان بى‏ نام و نشانى كه در باغ ملكوت شهره ‏اند و در عالم خاك غریب.
به استخوان پاره‏ هایى كه پروازشان بر فراز دست‏ها بوى بهشت را در مشام شهر افكند.

اى پاره پاره، نوگل خندان كیستى؟
اى پر شكسته ، بلبل بستان كیستى؟

اى مهربان ستاره، تو را آسمان كجاست؟
اى ماهپاره، شمع شبستان كیستى؟

باناز ، اى غزال رها مى‏روى چه خوش‏
اى نور دیده، سرو خرامان كیستى؟

از هم گسسته از چه بلا، بند بند تو؟
اى صید رسته، خسته‏ ى پیكان كیستى؟

این داغ از كجاست چنین استخوان گداز؟
مى‏آیى از كجا؟ ز شهیدان كیستى؟

عاشق‏ترین سوار! چرا خفته‏اى خموش؟
از لشكر كه‏اى ؟ وز گردان كیستى؟

اسطوره‏ها به نام تو تعظیم مى‏كنند
اى عشق، اى فسانه، ز دیوان كیستى ؟

آرامش كدام دل شرحه شرحه‏اى؟
روح كى‏اى ؟ قرار كه‏اى؟ جان كیستى؟

دل مى‏برد ز دست ، شمیم بهشتى‏ات‏
اى گلبن شرف ز گلستان كیستى؟

آشفته حال، آبله پا، مى‏رسى ، غریب‏
مجنون داغدار بیابان كیستى؟

ما مانده چون غبار و تو ره برده تا حبیب‏
اى خوش رهیده ، دست به دامان كیستى؟

اى شهره در جهان بقا، بى‏نشان خاك‏
شهرت كجاست؟ اهل كجا؟ زان كیستى؟

توفان مستى‏ات همه رقص حماسه داشت‏
در حیرتم كه مست خمستان كیستى؟

از ناى استخوان تو گلبانگ «ارجعى» است‏
پیداست اى شهید كه قربان كیستى ؟

از نینواى سینه برآر آتشى «كویر»
تا گویمت جدا ز نیستان كیستى؟

به نقل از پایگاه جامع عاشورا


...

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()

...من ایرانیم، زاده ی این آب و خاک، از نوادگان کوروش...

دین من این است:

پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک

اما؛ کدامین آئین را می توان یافت که گفتار و پندار و کرداری نیک تر از اسلام داشته باشد؟

من ایرانیم از نسل آریا

پیامبر پیشین من زردشت بود، اما اکنون، پیرو مردی هستم که زردشت بشارتش را می داد.

پیرو احمد. همان پیامبر موعود و هدایتگر.

خدای من خدای پاکی هاست، خدایی توانا که هیچ کس را یارای مقابله با او را نیست. چه شب باشد و سیاهی، چه شیطان و پلیدی.

اوست که مرا آفرید و به راه راستم رهنمون ساخت.

...من ایرنیم، زاده ی این آب و خاک، از نوادگان کوروش...

کاوه را دوست دارم، چرا که بر علیه ظلم به پا خواست. اما

حسین(ع) را بسیار بیشتر دوست می دارم، چرا که نتنها بر بیداد شورید، که خود و فرزندانش را در راه خدا فدای عدل و داد  کرد.

کوروش را دوست دارم، چرا که بر مردمش ستم نکرد و عادل بود؛ اما

علی(ع) را بسیار بیشتر دوست می دارم، چرا که در راه عدل، از همه چیزش گذشت. چرا که برای عدل و داد، فرقش شکافت، چرا که یاوری نداشت جز خدا، ولی جز به عدالت نیاندیشید و جز به عدالت نگفت  و جز به عدالت نکرد

پندارش نیک بود و گفتارش نیک بود و کردارش نیز نیک

ایران سرزمین من است، سرزمین آریایی ها، همان سرزمینی که خداوند برایم آفرید و مرا در آن مستقر ساخت.

خدایا

شکر که مرا در این سرزمین قرار دادی، و شکر که این سرزمین را برایم حاصل خیز گرداندی

...من ایرنیم، زاده ی این آب و خاک، از نوادگان کوروش...

پاینده باد ایران اسلامی



...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()
یه کسی در مورد یکی از پستا یه نظری داده بود؛ ولی چون بدون رعایت ادب نوشته من مجبور شدم تأییدش نکنم. ولی چون خیلی دوست داشتم جوابش رو بدم، قسمت هاییش رو که ادب رعایت نشده بود حذف کردم و خودم می نویسمش:«

یکی از خودت بدتر!
سلام ...

از خدا میخوام که چیزی بهت نگم که

باعث ناراحتیت بشه ولی اگر شدی به

درک !

تو انصار حزب الله ایی ؟؟؟؟؟

تو خامنه ای رو دوست داری ؟؟؟

تو ایرانی هستی یا عرب ؟؟؟

تو ضد کشوری یا برعکس ؟؟؟




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 شهریور 1390 توسط گمنام | نظرات ()

بسم رب الشهدا والدصدقین

امشب بوی عشق .صداقت وپاكی دوباره فضای مسجد رو پر كرده. امشب دوباره صدای اقتدار عظمت و پاكی به گوش می رسد و امشب دوباره من حقیر به این مهمونی قشنگ دعوت شده ام .مسجد دوباره هوای جبهه رو داره آخه قراره امشب ما مهمون شهدا باشیم .آخ كه چقدر دلم تنگ شده برای 



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 مرداد 1390 توسط داریوش هاشمی | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات