مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله

روایتی از شركت رهبر انقلاب در سرشماری عمومی نفوس و مسكن

محمدتقی خرسندی
ساعت نزدیك 11 است و مدیران مركز آمار ایران در اتاق جلسات در انتظار رهبر انقلاب جمع شده‌اند؛ 25 آقا و 7 خانم. دكتر عادل‌آذر، رئیس مركز آمار هم پشت میكروفون نشسته و از تمركز كردنش می‌توان حدس زد كه دارد حرف‌هایش را توی ذهن مرور می‌كند. سكوت محض بر اتاق حاكم است. چند دقیقه از 11 گذشته كه با ورود صاحبخانه به اتاق، عادل‌آذر از طرف جمع به استقبال می‌رود. بعد از سلام و علیك ابتدایی، همه می‌نشینند و جلسه با سؤال آقا شروع می‌شود: «این لباس مخصوص آمارگیرهاست؟» اشاره رهبر به لباس فرمی است كه بیشتر آقایان حاضر در جلسه بر تن كرده‌اند. رئیس مركز آمار جواب مثبت می‌دهد و صحبت‌هایش را شروع می‌كند.


ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آبان 1390 توسط گمنام | نظرات ()

بیانات امام خامنه ای در دیدار بسیجیان استان كرمانشاه‌

در سومین روز از سفر به كرمانشاه

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

والحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیةاللَّه فى الأرضین‌.

 اگرچه از گذشته، هم از دور، هم از نزدیك، منطقه‌ى  كرمانشاه و مردم كرمانشاه را تا حدود زیادى میشناختم، اما در این دو سه روز كوتاهى كه خداوند توفیق داد با شما مردم عزیز در بخشهاى مختلف ملاقات كردم و مطالعه كردم و رفتارها را دیدم، ارادتم به كرمانشاه و كرمانشاهى بیشتر شد. خدا را سپاسگزاریم كه توفیق و هدایت خود را شامل این مردم باصفا، مؤمن، صادق، داراى مروت و فتوت و جوانمردى كرده و بحمداللَّه نسل جوان و رو به رشدِ این منطقه و این استان، همان خصوصیات مثبت و برجسته و ممتازى را كه گذشتگان آنها از خلقیات اجتماعى براى آنها به ارث گذاشتند، حائز شده و مهمتر این كه فكر انقلاب، جریان انقلاب، روحیه‌ى انقلابى، منطق انقلاب و سخن انقلاب در این استان زنده است.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()

بیانیه ی جمعی از وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی


برای اعلام همراهی خود  با این بیانیه به سایت زیر مراجعه فرمایید

بیانیه ی جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی


تا الان 460 نفر امضا کردن



...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()

ببینید مظلومیت امام خامنه ای را:

[http://www.aparat.com/v/0eb178c5581f651876fadae5a898089916283]


و صدا و سیمای ما همچنان سکوت می کند...


...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()

یک روز امام خامنه ای

     مقام معظم رهبری  سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را به‌عنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ان‌شا‌الله انجام بدهیم.
    اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک الی یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیش‌تر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیش‌تر قرآن می‌خواند، یک روز بیش‌تر دعا می‌خواند، یک روز بیش‌تر ذکر می‌گوید...
    بعدش نماز صبح را می‌خوانند. ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند. کم‌ترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است. بیش‌ترین‌ان هم شامل افرادی است که داخل آن ساختمان اند. ایشان در دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند، ـ اعم از پاسدارها ودفتری‌هایی که آن‌جا هستند ـ‌، نمازشان را با آقا می‌خوانند.
   بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی، می‌کنند. حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند. بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای این‌كه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است. وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم. کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین. با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟
    آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست. عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است.
    بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند. همیشه با آن لباس نیست.شاید شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده باشید. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند.
    آن سه روز کوهنوردی؛ وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است. آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق میداند.
   
پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر. از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم. دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست، و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند. از بی‌بی‌ شهربانو شهرری
گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران. توی ولنجک، کوه دربند و... هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم. بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.
    حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل. صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند. بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود.
    اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا  نماز ظهر، آقا در دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم. نماز اول وقت.
    بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصلة بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر، هستند، خیلی از مواقعی که بعدازظهر جلسة خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.
    هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طورنمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است. به‌خاطر این‌که اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد. این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید. قرآن نور است. قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم
    الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم. کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیزنشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم.
    منزل حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ایشان زندگی کرده‌اند که همه الآن ازدواج کرده‌اند و رفته‌اند. هر هشت نفر این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد خانواده قاری و حافظ قرآن‌اند. شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را شنیده باشید ولی تشخیص نداده‌اید. چون بعضی موقع‌ها رادیو پخش می‌کند. هر موقع هم پخش می‌کند چون خودش هم نمی‌داند اشتباهاً می‌گوید مصطفی اسماعیل.لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. آقا در جوانی قرائت دارد. صوتش را رادیو پخش می‌کند به اسم مصطفی اسماعیل.
    اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم،دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب وتحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد،خطرناک است. فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی درکشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده. امروز پناهنده انگلستان است. اکبرگنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست. اگریکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم.تحصیل و تهذیب با هم است.
  اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.

    ماهنامه امتداد/شماره 64، خرداد 1390/صفحات (16-17)



...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic