مجاهد313 // جانم فدای رسول الله صل الله علیه و آله
ازدواج به سبک اقوام ایرانی
سنت ازدواج در میان ایرانیان محترم شمرده می‌شود و هر کدام از آداب و رسومی که برای با شکوه‌تر برگزار کردن آن اجرا می‌کنند فلسفه ای دارد که توجه به آن فرهنگ ازدواج ساده همراه با پایبندی به عقاید و مذهب را در میان جوانان گسترش می‌دهد.

به گزارش مهر، تاریخچه برخی از رسوم در جشن عروسی، به پیش از تاریخ می‌رسد. این رسوم، در فرهنگ بسیاری از ملل جهان مشترک است. تبادل حلقه ازدواج، تبادل مهریه و شیربها، هدیه دادن گل، شام دادن در شب عروسی ، موسیقی، شعرخوانی، دعا و خواندن کتب مقدس مانند قرآن در فرهنگ ملل گوناگون به شکل‌های مختلف و با جزئیاتی متفاوت وجود دارد. در عین حال امروزه برخی از زوج‌ها، مایلند مراسم عروسی خود را در مکان‌های عجیبی مانند توالت عمومی، معدن، داخل بلدوزر، در آسمان و حتی در فضا برگزار کنند.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آبان 1390 توسط بهنام روان بخش | نظرات ()

ما ... ساده  گرفته  ایم  آمدنت را 

 ما...  همین  به  ظاهر  شیعیان  تو،  ساده گرفته  ایم  آمدنت  را

و همینطور    ... ساده گرفته  ایم  انتظار  آمدنت  را

و اِلا ... و اِلاچرا این همه سرد؟ چرا این همه ساده؟

تو  نرفته ای  که  باز  گردی... اینماییم  که  باید برگردیم

برگردیم       از این  همه  تغافل  و گناه ...

خاموشیم،  سکوت  می  کنیم  که  نه،  لالیم، کران  و  کورانیم،  گُنگیم،  که  تمسک  سکوت توفانی علی      را  به  خیال  خام  می  پروریم سال  هاست  فریادهامان  را  با  دست  خود  در گلو  خشکانده  ایم

غریب  ماندن  را  هم شاید...  راه  و  رسمیست  که  باید  آموخت،

اما، اما  چرااین  همه  درد  و  دریغِ  دروغ  ؟ 

هنوز طلوع خورشید را ندیده ایم، چرا غروب؟

یابن الحسن...یابن الحسن  ببخش، ببخش این تجاهل و تغافل را



...

طبقه بندی: مهدویت-آخرالزمان دل نوشته ائمه اطهار 
برچسب ها: ما ساده گرفت آمدن ظاهر شیعیان همین طور انتظار چرا سرد مائیم برگردیم خاموشیم سکوت می کنیم لال لالیم کر کران کران و کورانیم کور کوران تمسک توفانی علی خیال خام میپروریم خام خیال فریاد فریادهامان گلو حشکانده ایم غریب غریب ماندن راه رسم آموخت درد دریغ دریغ دروغ طلوع غروب یابن الحسن تجاهل تغافل صاحب زمان ما ساده گرفته ایم آمدنت را ما همین به ظاهر شیعیان تو ساده گرفته ایم آمدنت را و همین طور ساده گرفته ایم انتظار آمدنت را و الا و الا چرا این همه سرد چرا اینهمه ساده تو نرفته ای که باز گردی این مائیم که باید برگردیم برگردیم از این همه تغافل و گناه خاموشیم سکوت می کنیم که نه لالیم کران و کورانیم گنگیم که تمسک سکوت توفانی علی را به خیال خام می پروریم سالهاست فریادهامان را به دست خود در گلو خشکانده ایم غریب ماندن را هم شاید رسمیست که باید آموخت اما چرا این همه درد و دریغ دروغ هنوز طلوع خورشید را ندیده ایم چرا غروب؟ یابن الحسن ببخش این همه تجاهل و تغافل را 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 مهر 1390 توسط گمنام | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.: Theme By Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات